دوستان

۱۳۸۹ آبان ۱۵, شنبه

چگونه کفر بابا و مامان را با هم در بیاوریم 2

گاهی اوقات پیش میاد که بابا پول نداره و شام رو سبک می‌خورید.
این جور مواقع، فردا صبحش که مادربزرگ زنگ زد، فوری گوشی رو بردار و بی‌حرف اضافه بهش بگو:
«مادرجون ما دیشب شام، صبحونه خوردیم.»
بابا و مامان عاشق این هستند که تو حرفاتو در لفافه بزنی.

25 comments:

پیچولیده در وجود خویش گفت...

یا مسلا شام نهار خوردیم!

ف@طمه گفت...

شایدم باعث بشه یه پول هنگفتی از طرف مامانبزرگ بابابزرگ برسه ها کفر نداره که خوشحالی داره :دی

مهندس پنگول جونی گفت...

@پیچولیده در وجود خویش
خب جاش در متن نبود. وگرنه اخه شام نون و پنیر و چایی خورده بودند.

.....

@ف@طمه
مامان بزرگ و بابا بزرگ پولشون کجا بود بنده خداها تو این گیر و دار طرح تهوع اقتصادی

پناهنده گفت...

:)))

باید بچه تفهیم بشه: بابا جون این شامه...
بعضی موقعها شام رو صبحونه میخورن !!!
مخصوصا الان که اسمشو نبر پول کم آورده!!
شاید فردا بگه مامان بزرگ ما همش تو استخریم، مایو میپوشیم (منظور فقط یک عدد شرته !)، نمیشه که !!:دی
به هر حال کار بزرگترهاست بچه هارو درجهت لایحه هدفمندسازی یارانه ها توجیه کنن!

یک عدد ریحانه گفت...

خب اینکه ربطی به بی پولی نداره . آدم کلا نباید شام بخوره . تازه صبحونه که کلی خوشمزه است ! من حاضرم سه وعده صبحونه بخورم! :))

سبک جدید گفت...

من دیگه دارم این نوشته ها رو که می خونم همزمان تشنج هم میکنم!!!
عالیییییییییییییییییییییییی بود

سراب ساز سودا ستیز گفت...

وقتی میشه بعنوان سحری شام شب عید خورد، چه اشکالی دارد که بجای شام صبحانه خورده شود؟ البته، لپ آن کوچولو را که این شیرین کاریها را می کند تا شما اینجا بنویسید را از طرف اینجانب ببوسید.

قطره گفت...

نه این خیلی حال نمیده ! عمق ِ فاجعه معلوم نیست توش :دی

اُغلن کبیر گفت...

بابا یه کم هوای والدین‌تون رو داشته باشین. چه توصیه‌های براندازانه‌ای می‌کنی مهندس!

سنگ صبور گفت...

اين جور مواقع بيشتر كفر بابا در مي ياد تا مامان. پاي آبرو ديگه وسطه. ولي اين بچه هاي اين دور و زمونه به گفتن صبحانه خوردن هم اكتفا نمي كنند. همچين چيزي پيش بياد مي گن ما يه هفته س هيچي نخورديم....

افسانه گفت...

منم به نون پنیر چای شیرین رای میدم

اردیبهشتی ته نشین شده گفت...

خیلی کودک فهیمی دارید.برو خدا رو شکر کن جانم.
در منزل ما اتفاق به این شکله:
مامان جون:پسری جان شام خوردید؟
پسری: نه.
مامان جون: شام چی دارید؟
پسری:گوشی...بگم چی داریم؟؟
((:

فاطمه گفت...

سلاممممم مهندس
این اصول کفر در آوردنتون ما رو کشته..
ولی خوب دخمر ای من رسما 4 وعده صبحانه می خورن
علاقه شدید قلبی به کره مربا و این حرفااااا
و بعد بزرگان فامیل رسما ما را توبیخ می فرمایند
که چرا به بچه غذا نمی دین شمااااااا...

حامد گفت...

غلط نکنم بخاطر سوءتفاهم در معنای کلمه ی «لفافه» است! مطمئنی معنی چنین کلماتی رو درست متوجه می شه؟
ما که اون دوره و زمونه اینقدر پروفسور نبودیم!

یک‌بارگی گفت...

باید اعتراف کنم که من از این ماجرا خاطراتی هم دارم حتا!

احمد شریفی گفت...

حدود یکسال خورده ای پیش مطلبی در خصوص درآوردن کفر پدر و مادر نوشته بودم. (البته به پای پستهای شما نمیرسه)اینجا:
http://asharifi.wordpress.com/2009/09/04/121/

شلغم گفت...

تبلیغ زیر اب زنی می کنیا
روشی که الان داریم مراحل حرفه ایش رو پشت سر میزاریم

Ali farmani گفت...

امهندس چرا شام تمام شد!!!

مهندس پنگول جونی گفت...

@پناهنده
فکر کنم خودمو توجیه نبودم. با کامنتت توجیه شدم
;-)

.....

@یک عدد ریحانه
ولی داستان ما ربط به بی پولی داره.

.....

@سبک جدید
یعنی رسما ما رو داری شرمنده می کنی.

.....

@ سراب ساز سودا ستیز
چشم رفیق. ارادتمند.

.....

@قطره
از یه بچه دیگه چقدر انتظار دارید شما؟

.....

@اُغلن کبیر
همین مونده که ما رو متهم به براندازی کنید دیگه
آقا من چی بنویسم که تعبیر سیاسی نکنید؟
;-)

.....

@سنگ صبور
خدا سر کافر نیاره این ماجرا رو.
;-)

.....

@افسانه
شما از رای دادن توبه نکردی؟

.....

@اردیبهشتی ته نشین شده
خیلی با نمک بود. ایول.
کلی خندیدم.
پسری رو از طرف من ببوسید.

.....

@فاطمه
خب چرا به بچه ها غذا نمی دید؟

.....

@ حامد
به این نکته توجه نکرده بودم. ایول.

.....

@یک‌بارگی
اینی که واسه شما خاطره س واسه ما تجربه س؟
لوووووووووول

.....

@احمد شریفی
خوندم حاجی . خیلی باحال بود.
شما که کارتون درسته.

.....

@شلغم
من دارم بی نزاکتی یاد می دم فقط.

.....

@Ali farmani
اول پول تموم شد آخه.

حیاط خلوت گفت...

:))))))
این که خیلی عادیه
که شبا صبحونه بخوریم
سر سفره هم می گیم : سلاااام صبح به خیر

عاطفه گفت...

یه روز جمعه ی پرهله هولهه رو درنظر بگیر که تا خرخره خوردی.. شب کی حال داره شام بخوره آخه! مامان برای خالی نبودن عریضه نون و پنیر گذاشت توسفره.. خواهر کوچیکه م داد زد اِ شام غذای فقیرا رو داریم؟!!
قضیه مال هفت سال پیشه.. شاید بیشتر شاید کمتر..

فـــرناز گفت...

اگه بچه رو از همون بچگیش ادب می کردی اینطوری نمی شد
لووووووووول

کرو گفت...

ما همیشه چارشنبه شبها شام صبونه می خوریم

o2 گفت...

مامان بزرگ خیلی گرسنمه 2 روزه داریم صبحونه می خوریم

بتی میناب گفت...

ما زیاد شام صبحونه می خوریم ولی طفلی بچه م هیچوقت چیزی نمیگه. یادم باشه آدرس این صفحه رو بهش ندم بد آموزی داری آقا

ارسال یک نظر